خیابان شریعتی، ابتدای خیابان میرداماد، پلاک ۳، واحد۱۴ 021-26411978

راهکارهای حمایتگری اصولی خانواده از نوجوان

چگونه خانواده‌ها می‌توانند مرز‌های سالمی با نوجوانان خود ایجاد کنند تا بدون دخالت در زندگی شخصی آنها، حمایت عاطفی و فکری خود را ارائه دهند؟

تغییرات شناختی و ذهنی که در دوره نوجوانی اتفاق می‌افتد، اغلب دشوارتر به نظر می‌رسد، در حالی که تغییرات فیزیکی معمولاً واضح‌تر و قابل‌ تشخیص‌تر هستند. آنها در دوره نوجوانی و جوانی، جهش‌های قابل‌ توجهی در نحوه تفکر، استدلال و یادگیری از خود نشان می‌دهند. آنها اغلب فکر می‌کنند که بهتر از دیگران می‌توانند استدلال و مسائل را درک کنند. به همین دلیل، در تصمیم‌گیری‌ها ترجیح می‌دهند خودشان تصمیم بگیرند و براساس استدلال‌های شخصی‌ عمل کنند.

حال سؤال این است که والدین چگونه باید رفتار کنند تا هم رابطه عاطفی خود با فرزندشان حفظ شود و هم به فرزندان خود اعتماد به نفس و استقلال لازم را بدهند؛ بهتر است این موضوع را از دوران کودکی شروع کنیم. ایجاد یک رابطه قوی و محکم عاطفی، به ویژه بین پدران و پسران و مادران و دختران، بسیار مهم است. این رابطه باید به گونه‌ای باشد که وقتی فرد وارد دوره نوجوانی می‌شود، دچار مشکلات ارتباطی نشود.

متأسفانه، گاهی اوقات می‌بینیم که پدر‌ها وقتی فرزندانشان به سن ۹ یا ۱۰ سالگی می‌رسند، از آنها فاصله می‌گیرند و محبت و حمایت‌های خود را کاهش می‌دهند. این در حالی است که حفظ ارتباط عاطفی از کودکی تا نوجوانی، باعث تقویت و تحکیم روابط بین والدین و فرزندان می‌شود. این ارتباط قوی به نوجوانان کمک می‌کند تا در دوران پرچالش نوجوانی، احساس امنیت و حمایت کرده و بتوانند به‌درستی رشد کنند.

تحقیقات نشان داده است که اگرچه نوجوانان ممکن است از والدین خود فاصله بگیرند، اما در واقع بسیار دوست دارند به آنها نزدیک باشند و از حمایت والدین خود بهره‌مند شوند. با این حال، آنها این نیاز را به زبان نمی‌آورند و ممکن است انتظار داشته باشند که والدین به طور غیرمستقیم از آنها حمایت کنند. بنابراین برای اینکه والدینی مؤثر و حمایت‌گر باشیم، باید عشق و محبت خود را به نوجوان‌ها نشان دهیم. در دوران کودکی، این حمایت ممکن است با بغل کردن و بوسیدن ابراز شود، اما در مورد نوجوان‌ها، این رفتار‌ها ممکن است در جمع دوستانشان مناسب نباشد و به جای آن، می‌توانیم در خانه با لمس ملایم، گرفتن دست آنها یا حتی یک نوازش، حمایت خود را نشان دهیم و به آنها بفهمانیم که برای ما ارزشمند هستند. حتی اگر گاهی اوقات رفتار‌های نوجوانان چالش‌برانگیز باشد، باید به آنها احترام بگذاریم و نشان دهیم که به عنوان یک فرد، برای ما مهم هستند.

نکته مهم دیگر این است که اگر می‌خواهیم فرزندمان به فردی تبدیل شود که ما دوست داریم، خودمان باید الگوی آن رفتار‌ها باشیم. باید به اصول اخلاقی و اعتقادی که به آنها معتقدیم، پایبند بوده و خودمان عامل آنها باشیم. وقتی به آنچه می‌گوییم عمل می‌کنیم، فرزندانمان نه تنها به ما احترام بیشتری می‌گذارند، بلکه آن اصول برای آنها نیز اهمیت پیدا می‌کند.

خانواده‌ها چگونه می‌توانند بین حمایت از نوجوانان و احترام به استقلال آنها تعادل برقرار کنند؟

یکی از نکات کلیدی در برخورد با نوجوانان، حفظ استقلال آنهاست. این کار را می‌توانیم با سپردن مسئولیت‌های مناسب به آنها انجام دهیم. مثلاً از آنها بخواهیم در کار‌های خانه مانند شستن ماشین یا کمک در آشپزی مشارکت کنند. وقتی نوجوان این فعالیت‌ها را انجام می‌دهند، باید او را تشویق کنیم و از دخالت بی‌جا در کار آنان خودداری کنیم. بهتر است ابتدا خودمان یک بار کار را به او نشان دهیم و سپس به او محول کرده و وقتی کار را به درستی انجام داد، او را تشویق کنیم. البته باید توجه داشته باشیم که تشویق‌ها باید بجا و با دلیل باشد. تشویق بی‌دلیل، مانند گفتن «تو خیلی باهوشی» بدون دلیل مشخص، ممکن است باعث کاهش اعتماد به نفس نوجوان شود و او فکر کند که والدین بی‌دلیل از او تعریف می‌کنند.

برای تقویت رابطه با نوجوانان، می‌توانیم در مورد مسائل اجتماعی و فرهنگی با آنها گفت‌و‌گو کنیم، کتاب بخوانیم و تبادل اطلاعات داشته باشیم. حتی مرور خاطرات و عکس‌های قدیمی می‌تواند به بهبود رابطه کمک کند. در این فرآیند، می‌توانیم اطلاعات مفیدی را به آنها منتقل کنیم. اما باید از نصیحت مستقیم و اندرز دادن پرهیز کنیم، زیرا نصیحت‌های مستقیم معمولاً تأثیر چندانی ندارند. در عوض، با عمل کردن به آنچه می‌گوییم و آگاه‌سازی نوجوان، می‌توانیم بسیاری از نکات را بدون نیاز به بیان مستقیم، به او منتقل کنیم.

جوانان معمولاً نسبت به دستورات مستقیم واکنش منفی نشان می‌دهند و ممکن است لجبازی کنند. بنابراین، بهتر است از دستور دادن پرهیز کنیم و به حریم شخصی آنها احترام بگذاریم. مثلاً قبل از ورود به اتاق آنها در بزنیم و اجازه بگیریم. نوجوانان خود را در موقعیتی می‌بینند که همه به آنها نگاه می‌کنند، بنابراین اگر به حریم شخصی آنها احترام نگذاریم، ممکن است احساس ناراحتی کنند. همچنین، اگر دائماً به آنها تذکر دهیم یا رفتارهایشان را کنترل کنیم، ممکن است هویت آنها به درستی شکل نگیرد. در خانواده‌های مستبد که دائماً به فرزندان خود دستور می‌دهند و آنها را مجبور به انجام کار‌ها می‌کنند، هویتشان به خوبی شکل نمی‌گیرد و ممکن است در آینده دچار مشکلاتی مانند عدم توانایی در تصمیم‌گیری یا احساس وابستگی به دیگران شود.

نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که چقدر باید به نوجوان و جوان استقلال و آزادی دهیم و این آزادی تا چه حد می‌تواند برای او خطرناک باشد. باید برای آنها فرصت‌هایی فراهم کنیم تا بتوانند انتخاب کنند و عواقب انتخاب‌هایش را بپذیرند، اما در برخی موارد، جای آزمون و خطا نیست و باید مرز‌هایی مشخص کنیم. این مرز‌ها تعیین می‌کنند که کجا به نوجوان استقلال و آزادی بدهیم و کجا محدودیت‌هایی برای او وضع کنیم.

همه نوجوان‌ها و جوان‌ها در برابر محدودیت‌ها مقاومت می‌کنند، اما آنها به این محدودیت‌ها نیاز دارند. در دنیایی که می‌تواند هم برای والدین و هم برای نوجوانان ترسناک باشد، درواقع محدودیت‌ها امنیت ایجاد می‌کنند. خانواده‌هایی که نوجوان‌های خود را رها می‌کنند و برای آنها محدودیت‌های لازم را قائل نمی‌شوند، ممکن است با عوارض بدی مانند خطرات اجتماعی، از جمله بزهکاری، مواجه شوند. اما والدینی که به فرزند خود عشق می‌ورزند، به او محبت می‌کنند، با او وقت می‌گذرانند و در عین حال برای او محدودیت‌های منطقی قائل می‌شوند، در رشد و تربیت فرزندشان موفق‌تر هستند.

باید در تعیین قوانین و دستورالعمل‌ها شفاف عمل کنیم. برای مثال، می‌توانیم به نوجوان بگوییم: «انتظار دارم که تا ساعت مشخصی به خانه برگردی و این قانون خانه ماست که باید رعایت شود.» همچنین، می‌توانیم انتخاب‌های منطقی در اختیار او بگذاریم. مثلاً به او بگوییم: «می‌توانی تکلیف مدرسه‌ات را در این ساعت انجام دهی و اگر این کار را به موقع انجام دهی، می‌توانی جایزه‌ای که دوست داری را دریافت کنی.» یا اینکه به او اجازه دهیم: «می‌توانی شب جمعه با دوستانت به سینما بروی، اما باید تا ساعت مشخصی برگردی.»

والدین باید در تعیین و اجرای قوانین با هم هماهنگ باشند. اگر قانونی برای نوجوان وضع می‌کنیم، هر دو والد باید از آن حمایت کنند و هیچ‌ یک نباید قانون دیگری را نقض کند. حتی بهتر است جلوی فرزند، یک صدا و یک نظر واحد داشته باشند. والدینی که رابطه خوبی با هم دارند و در تعیین قوانین هماهنگ عمل می‌کنند، معمولاً در فرزندپروری موفق‌تر هستند و فرزندانشان نیز بهتر رشد می‌کنند.

در پایان، توصیه می‌شود که والدین به روابط همسری خود توجه و آن را تقویت کنند. رابطه قوی و سالم بین والدین، نه تنها به بهبود فضای خانواده کمک می‌کند، بلکه در تربیت موفق‌تر فرزندان نیز نقش مهمی ایفا می‌کند.

می‌توانیم این استقلال را مرحله به مرحله اجرا کنیم، مثلاً اول انتخاب کفش، لباس و ... را به او بسپاریم و سپس ساعات مشخصی را اجازه بدهیم تا به صورت محدود در کنار دوستانش باشد.

خانواده‌ها تا چه حد باید در تصمیم‌گیری‌های مهم نوجوانان (مانند انتخاب رشته تحصیلی، شغل و ...) مشارکت داشته باشند بدون اینکه احساس فشار یا دخالت ایجاد شود؟

باید نوجوان‌هایمان را راهنمایی کنیم، نه اینکه آنها را کنترل کنیم. نوجوان‌ها به فرصت‌هایی نیاز دارند تا نقش‌های جدید خود را تجربه و ارزیابی و شخصیت و تجربه‌های تازه را امتحان کنند. آنها باید بیاموزند که انتخاب‌هایشان پیامد‌هایی دارد و اگر اشتباهی می‌کنند، باید نتیجه آن را بپذیرند. بنابراین، بهتر است ابتدا از کار‌هایی شروع کنیم که پیامد‌های سنگین ندارند و اثرات مخربشان کمتر است. به این ترتیب، می‌توانیم شرایطی فراهم کنیم که نوجوانان انتخاب‌های خود را انجام دهند و پیامد‌های آن را ببینند. مثلاً، انجام ندادن تکلیف مدرسه یا کار‌های مشابهی که پیامد‌های کمتری دارند، می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد. این موضوع در مورد کار‌های بزرگتر که ممکن است پیامد‌های سنگین‌تری داشته باشند، صدق نمی‌کند.

اگر در موضوعات مختلف از فرزندتان درخواست توصیه و در صورت منطقی بودن، نظراتش را پیگیری کنید، این کار باعث می‌شود که آنها راهنمایی‌های شما را بیشتر بپذیرند. با نوجوان‌ها مشورت کنید، نظراتشان را عملی کنید و به آنها نشان دهید که این تعامل دوطرفه است. همان‌طور که شما از آنها راهنمایی می‌خواهید، آنها نیز گاهی از شما راهنمایی می‌خواهند. این کار باعث می‌شود مقاومت آنها شکسته شود و دیگر احساس نکنند که دائماً تحت کنترل هستند. به این ترتیب می‌فهمند که پدر یا مادرشان با آنها مشورت می‌کند و حتی در برخی موارد به آنها اجازه می‌دهد تصمیم‌گیری کنند. مثلاً، می‌توانید به آنها اجازه دهید تصمیم بگیرند به کدام مهمانی بروند یا کدام سفر را انتخاب کنند.

این رویکرد نه تنها باعث می‌شود حد و مرز‌ها رعایت شوند، بلکه اعتماد متقابل بین شما و نوجوانتان نیز تقویت می‌شود. وقتی نوجوان‌ها احساس کنند که نظراتشان ارزشمند است و در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت دارند، رابطه والدین با آنها بهبود می‌یابد و آنها بیشتر به حرف‌های شما گوش می‌دهند.

در مورد انتخاب‌های مهم فرزندان، مانند انتخاب رشته تحصیلی، شغل و ... باید نقش راهنما را ایفا کنیم. به آنها اطلاعات لازم را بدهیم و بستری فراهم کنیم که در یک محیط امن، بتوانند اطلاعات کافی و صحیح کسب کنند. برای مثال، در مورد انتخاب رشته تحصیلی، می‌توانیم همراه آنها باشیم، به مکان‌های مختلف برویم، آنها را با مشاغل مختلف آشنا کنیم و حتی با افرادی که در آن مشاغل فعالیت دارند، مصاحبه‌هایی ترتیب دهیم. این کار به آنها کمک می‌کند تا با آگاهی و اطلاعات کافی، انتخاب‌های خود را انجام دهند. همراهی والدین در این زمینه بسیار مؤثر است.

با این حال، اگر والدین بخواهند آرزو‌ها و خواسته‌های خود را به فرزندان تحمیل کنند، مشکلاتی ایجاد می‌شود. فرزندان ممکن است در برابر این فشار مقاومت کنند یا حتی اگر آن رشته تحصیلی یا شغل را انتخاب کنند، بعداً متوجه شوند که به آن علاقه‌ای ندارند. این موضوع می‌تواند منجر به اتلاف وقت و انرژی آنها شود و مجبور شوند دوباره به سراغ علایق واقعی خود بروند. بنابراین، توصیه می‌شود که والدین تنها در حد حمایت و ارائه اطلاعات وارد شوند و اجازه دهند فرزندانشان با آگاهی کامل، انتخاب‌های خود را انجام دهند.

در مورد ازدواج نیز همین موضوع صدق می‌کند. ازدواج‌هایی که زیر فشار والدین انجام می‌گیرند، معمولاً سرانجام خوبی ندارند. بهتر است از کودکی و نوجوانی، فرزندان را به گونه‌ای پرورش دهیم که بتوانند انتخاب‌های آگاهانه و مسئولانه‌ای داشته باشند. قرار گرفتن در جمع‌هایی که اطلاعات و دانش مفیدی را به آنها منتقل می‌کنند، می‌تواند به آنها کمک کند تا در آینده، انتخاب‌های بهتری در زمینه ازدواج داشته باشند.

خانواده‌ها چگونه می‌توانند مهارت‌های زندگی را به جوانان آموزش دهند بدون اینکه احساس کنند در حال تحمیل دیدگاه‌های خود هستند؟

می‌توانیم از دوران کودکی و نوجوانی، زمینه‌سازی مؤثری برای فرزندانمان انجام دهیم. برای مثال، می‌توانیم بدون دخالت مستقیم، گروه‌های همسالان سالم و مثبتی را برای آنها فراهم کنیم. شرکت در رشته‌های ورزشی مورد علاقه آنها یا فعالیت‌هایی که دوست دارند در کنار همسالانشان انجام دهند، می‌تواند محیط سالم و سازنده برای رشد آنها ایجاد کند. می‌توانیم به آنها بگوییم: «در این محیط، با دوستانت تعامل کن و هر کاری که دوست داری انجام بده.» این کار به آنها کمک می‌کند تا در آینده، انتخاب‌های بهتری داشته باشند.

معمولاً افرادی که با خانواده‌ خود رابطه صمیمی و گرمی ندارند، ممکن است برای فرار از فضای سرد خانواده به هر کسی پناه ببرند تا خلأ عاطفی خود را پر کنند. این موضوع می‌تواند منجر به انتخاب‌های اشتباه در ازدواج، به ویژه با افرادی از فرهنگ‌های متفاوت، شود. بنابراین، نکته مهمی که باید از همان دوران کودکی و نوجوانی به آن توجه کنیم، ایجاد یک ارتباط سالم و سازنده با فرزندانمان است. باید تلاش کنیم تا فضای خانواده آن‌قدر گرم و صمیمی باشد که فرزندانمان احساس کنند نیاز به جست‌وجوی محبت در خارج از خانواده ندارند.

وقتی فضای خانواده پر از محبت و حمایت باشد، فرزندان نه تنها احساس امنیت می‌کنند، بلکه در انتخاب‌های مهم زندگی، مانند ازدواج، از والدین خود به عنوان حامی و مشاور کمک می‌گیرند. آنها والدین را به عنوان افرادی قابل اعتماد و آگاه در نظر می‌گیرند و از تجربیات و راهنمایی‌های آنها استفاده می‌کنند. این ارتباط قوی و صمیمی باعث می‌شود که فرزندان در آینده انتخاب‌های آگاهانه‌تر و بهتری داشته باشند.

چگونه خانواده‌ها می‌توانند انتظارات خود از نوجوانان را مدیریت کنند تا این انتظارات به عنوان فشار یا دخالت تلقی نشود؟

یکی از موارد مهم در برخورد با نوجوانان و جوانان، مدیریت انتظارات والدین است. باید به آنها یادآوری کنیم که خودشان نیز روزی نوجوان بودند و ویژگی‌ها، خلق‌و‌خو و نیاز به استقلال و آزادی را تجربه کردند. با این نگاه، بهتر است با نوجوانان همدلی کنیم و بفهمیم چه نیاز‌هایی دارند و چگونه می‌توانیم این نیاز‌ها را برآورده کنیم. گاهی اوقات والدین نیاز‌های فرزندان خود را نمی‌بینند و فکر می‌کنند آنها لجبازی می‌کنند، در حالی که ممکن است نوجوانان نیاز‌هایی داشته باشند که باید توسط والدین برطرف شود.

برای برآورده کردن انتظارات نوجوانان، بهتر است به جای فشار آوردن، با آنها همراه شویم و از آنها حمایت کنیم. همراهی والدین کمک می‌کند تا بیشتر وارد دنیای نوجوانان شویم و خواسته‌های آنها را بهتر درک کنیم. این همراهی باعث می‌شود نوجوانان احساس کنند که والدینشان آنها را درک می‌کنند و به نیازهایشان اهمیت می‌دهند.

والدین باید به این نکته توجه کنند که دنیای نوجوانان امروز با دنیایی که آنها در آن بزرگ شده‌اند، بسیار متفاوت است. نوجوانان امروز با گوشی‌های هوشمند و دسترسی به اینترنت، به راحتی به اطلاعات سراسر دنیا دسترسی دارند و در واقع، در اتاق خودشان به همه جای دنیا سفر می‌کنند. بنابراین، والدین باید به فضای مجازی و تأثیر آن بر زندگی نوجوانان اهمیت دهند و آموزش‌های لازم را به آنها  ارائه دهند. همچنین، باید دنیای پرسرعت نوجوانان را درک کنند و بدانند که خواسته‌ها و نیاز‌های آنها با نسل گذشته متفاوت است.

با این حال، آزادی بیش از حد می‌تواند برای نوجوانان مضر باشد. بنابراین، باید محدودیت‌های منطقی و هماهنگ بین پدر و مادر وجود داشته باشد. اگر قانونی در خانه وضع می‌کنیم، باید پایبند به آن باشیم و به صورت مقتدرانه آن را پیگیری کنیم. اگر قوانین به درستی اجرا نشوند، اعتبار و اقتدار والدین زیر سؤال می‌رود و این موضوع می‌تواند برای نوجوانان خطرناک باشد.

یکی از موضوعات بسیار مهم، انتقال ارزش‌ها به فرزندان است. باید با آنها در مورد ارزش‌ها گفت‌و‌گو کنیم و به آنها کمک کنیم تا خوب و بد را از هم تشخیص دهند. این ارزش‌ها می‌توانند شامل ارزش‌های جامعه، فرهنگی یا اخلاقی باشند، مانند دوست داشتن همسایه، انجام کار‌های نیکوکاری، احترام به قانون و رعایت قوانین رانندگی. برای انتقال این ارزش‌ها، نه تنها باید با فرزندان صحبت کنیم، بلکه خودمان نیز باید الگوی عملی این رفتار‌ها باشیم. فرزندان باید ببینند که ما چگونه با همسایه‌ها رفتار می‌کنیم، چگونه به قوانین احترام می‌گذاریم و چگونه در موقعیت‌های مختلف، ارزش‌ها را رعایت می‌کنیم. وقتی کسی کار درستی انجام می‌دهد، باید به آن اشاره و در مورد آن صحبت کنیم تا این ارزش‌ها برای فرزندانمان ملموس شود.

تحقیقات نشان می‌دهند که اگر فردی در یک رفتار پرخطر شرکت کند، احتمال تکرار آن رفتار افزایش می‌یابد. بنابراین، والدین باید به نوجوانان خود در مورد خطرات بالقوه در جامعه آگاهی دهند و به آنها کمک کنند تا مراقب عواقب انتخاب‌های خود باشند. این آگاهی‌بخشی باید به صورت مستمر و در طول زندگی انجام شود تا نوجوانان بتوانند در برابر وسوسه‌ها مقاومت کنند.

اولویت‌ها، اصول و الگو‌های رفتاری مناسب والدین تأثیر بسزایی در شکل‌گیری رفتار فرزندان دارد. وقتی والدین خودشان الگوی مناسبی باشند، فرزندانشان نیز، باوجود وسوسه‌هایی که ممکن است در مسیر‌های نادرست وجود داشته باشد، راه درست را انتخاب می‌کنند. بنابراین، والدین باید روی خودشان کار کنند و به رفتار‌های خود اهمیت دهند تا بتوانند برای فرزندانشان الگوی خوبی باشند.