خیلی از ما احتمالاً جملاتی مانند «آدمها عوض نمیشوند» یا «وقتی شخصیت کسی شکل گرفت، دیگر تغییر چندانی نمیکند» شنیدهایم. اما آیا واقعاً ویژگیهای شخصیتی در بزرگسالی تا این اندازه ثابت هستند؟
پژوهش جدید Amanda Wright و همکاران که در سال ۲۰۲۶ در ژورنال Communications Psychology از مجموعه Nature منتشر شده، نشان میدهد که دستکم یک فاصلهی قابلتوجه میان تصور ما از ثبات شخصیت و چیزی که دادههای طولی نشان میدهند وجود دارد.
منظور پژوهشگران از شخصیت، عمدتاً پنج عامل بزرگ شخصیت (Big Five) بود:
- برونگرایی (Extraversion): اجتماعی و فعال بودن و تمایل به تعامل با دیگران.
- توافقپذیری (Agreeableness): همدل، همراه و ملاحظهگر بودن در رابطه با دیگران.
- وظیفهشناسی (Conscientiousness): منظم، مسئولیتپذیر و هدفمند بودن.
- روانرنجوری / ثبات هیجانی (Neuroticism / Emotional Stability): میزان تمایل به تجربهی اضطراب و هیجانات منفی، یا در سوی مقابل، ثبات هیجانی.
- گشودگی به تجربه (Openness): کنجکاوی، پذیرش تجربههای تازه و انعطاف فکری.
در مطالعه اول، ۸۸۷ بزرگسال آمریکایی که نمونهای نسبتاً نماینده از جمعیت آمریکا بودند شرکت کردند. میانگین سنی آنها حدود ۴۵ سال بود، ۵۲٪ زن بودند و نمونه از نظر نژادی نیز متنوع بود: حدود ۶۲٪ سفیدپوست، ۱۲٪ سیاهپوست، ۷٪ آسیایی و ۱۹٪ از سایر یا چندگانههای نژادی. حدود ۵۳٪ نیز مدرک کارشناسی یا بالاتر داشتند.
از افراد پرسیده شد به نظرشان ویژگیهای مختلف انسان از حدود ۱۵ تا ۹۰ سالگی چقدر تغییر میکنند؛ از شخصیت گرفته تا عزتنفس، رضایت از زندگی، سلامت، درآمد، خواب، ورزش، تعاملات اجتماعی و چندین ویژگی دیگر.
نتیجه بسیار روشن بود: مردم پنج ویژگی بزرگ شخصیت را در زمرهی ثابتترین جنبههای زندگی انسان قرار دادند.
برای مثال، شرکتکنندگان تصور میکردند هر پنج ویژگی شخصیت کمتر از متغیرهایی مانند عزتنفس، تنهایی، رضایت از زندگی، توانایی شناختی، وضعیت سلامت، مشکلات جسمی، اضطراب، درآمد، ورزش، معاشرت و فعالیتهای اوقات فراغت تغییر میکنند.
به عبارت ساده، در ذهن بسیاری از مردم، «شخصیت» چیزی است که نسبت به تقریباً همهی این جنبههای زندگی کمتر تغییر میکند.
در مطالعه دوم، پژوهشگران دیگر از مردم نپرسیدند که فکر میکنند چه چیزی تغییر میکند؛ بلکه سراغ دادههای واقعی رفتند.
آنها اطلاعات هشت مطالعه طولی بزرگ از آمریکا، آلمان، استرالیا و هلند را با مجموع ۱۶۶٬۹۷۱ نفر تحلیل کردند. میانگین سنی کل نمونه تقریباً ۴۸ سال بود، دامنه سنی شرکتکنندگان بسیار وسیع و از حدود ۱۴ تا ۱۱۱ سال بود و حدود ۵۳٪ نمونه را زنان تشکیل میدادند. افراد بهطور متوسط تقریباً ۹ تا ۱۰ بار در طول زمان ارزیابی شده بودند.
این حجم بزرگ از دادهها به پژوهشگران اجازه داد تغییرات شخصیت را از نوجوانی تا سالمندی با تغییر در بیش از ۲۰ ویژگی دیگر زندگی مقایسه کنند.
اینجا نتیجه با تصور مردم تفاوت داشت. وقتی میزان تغییر در طول زندگی به شکل استانداردشده مقایسه شد، تغییرات پنج ویژگی بزرگ شخصیت بهطور کلی کمتر از سایر ویژگیها نبود. میزان تغییر شخصیت با بسیاری از جنبههای دیگر زندگی قابل مقایسه بود و در مواردی حتی بیشتر بود.
برای مثال، تغییرات برخی ویژگیهای شخصیت در طول زندگی از تغییرات مشاهدهشده در رضایت از زندگی، عزتنفس، سلامت ذهنی یا ادراکشده و حتی برخی رفتارها مانند حضور در کلیسا بیشتر بود.
بنابراین تناقض جالبی شکل میگیرد:
مردم فکر میکنند شخصیت بهطور استثنایی ثابت است، اما دادههای طولی نشان میدهند میزان تغییر آن چندان استثنایی نیست.
البته یک نکته بسیار مهم در تفسیر این یافتهها وجود دارد.
این پژوهش عمدتاً تغییر میانگین صفات در طول سن (mean-level change) را بررسی کرده است. بنابراین نتیجه این نیست که شخصیت هر فرد دائماً و بهآسانی تغییر میکند، یا اینکه افراد کاملاً به آدمهای دیگری تبدیل میشوند.
مثلاً ممکن است در یک جمعیت، میانگین وظیفهشناسی با افزایش سن تغییر کند، در حالی که فردی که نسبت به همسالانش بسیار وظیفهشناس است همچنان نسبتاً وظیفهشناس باقی بماند.
پس شاید نتیجهی دقیقتر مقاله این باشد:
شخصیت نسبتاً پایدار است، اما نه به اندازهای که مردم تصور میکنند تغییرناپذیر است.
خود نویسندگان نیز بر چند محدودیت جدی تأکید کردهاند.
اول، مسئلهی تعمیمپذیری فرهنگی است. تمام نمونههای مطالعه از کشورهای غربی و عمدتاً جوامع موسوم به WEIRD بودند؛ یعنی جوامع Western, Educated, Industrialized, Rich, and Democratic. بنابراین هنوز نمیتوان با اطمینان گفت مردم در فرهنگهای
دیگر نیز همین تصور را درباره ثبات شخصیت دارند یا الگوی تغییر شخصیت در آنها دقیقاً مشابه است. نویسندگان خود اشاره میکنند که عوامل فرهنگی، اجتماعی و تاریخی میتوانند هم بر شخصیت و هم بر باور ما درباره تغییرپذیری آن اثر بگذارند.
دوم، «تغییر» فقط به یک شکل اندازهگیری شد. تمرکز اصلی این مقاله بر تغییر میانگین در طول زمان بود، در حالی که ثبات شخصیت ابعاد دیگری هم دارد. برای مثال، میتوان پرسید آیا فردی که در ۲۰ سالگی از دیگران برونگراتر است، در ۶۰ سالگی نیز نسبت به دیگران برونگراتر باقی میماند یا نه؛ چیزی که به آن rank-order stability میگویند. بنابراین برای گفتن اینکه «شخصیت چقدر پایدار است» باید چند نوع متفاوت از ثبات و تغییر را همزمان در نظر گرفت.
علاوه بر این، برخی مطالعات طولی مورد استفاده ناچار بودند شخصیت را با پرسشنامههای نسبتاً کوتاه اندازهگیری کنند؛ موضوعی که میتواند دقت اندازهگیری تغییرات را نیز محدود کند.
پیام این مطالعه این نیست که:
شخصیت هیچ ثباتی ندارد
بلکه میگوید:
ما احتمالاً میزان ثبات شخصیت را بیش از اندازه برآورد میکنیم.
شخصیت میتواند نسبتاً پایدار باشد و در عین حال در طول سالها و دههها تغییر کند؛ همانطور که بسیاری از جنبههای مهم دیگر زندگی ما تغییر میکنند. شاید بنابراین جملهی «آدمها عوض نمیشوند» بیش از آنکه یک واقعیت علمی باشد، بازتابی از باور ما درباره انسانها باشد. و شاید نگاه دقیقتر این باشد که انسانها هم دارای نوعی ثبات هستند و هم ظرفیت واقعی برای رشد، سازگاری و تغییر در طول زندگی دارند.
حالا اگر شما هم میخواهید ابتدا خودتون رو بشناسید می توانید به سامانه روان سنجی موج زندگی مراجعه کنید و تست نئو را انجام دهید. تست نئو آزمونی است که ۵ عامل بزرگ شخصیت را می سنجد و برای تفسیر و تراپی به مشاورین متخصص مرکز مشاوره موج زندگی مراجعه کنید.
منبع:
Wright, A. J., Krämer, M. D., Haehner, P., Hopwood, C. J., & Bleidorn, W. (2026). Personality traits are less stable than people think. Communications Psychology. Published 27 July 2026.